خوراک را همیشه همراه داشته باشید


تبلیغات

موضوعات

آمار و اطلاعات

  • تعداد مطالب : 85
  • تعداد نظرات : 3
  • بازديد امروز : 230
  • بازديد ديروز : 1510
  • افراد آنلاين : 2
  • تبادل لينك با 7 سايت
  • رپورتاژ ها

  • 

    بازدید : 26,348 views
    نظرات :

    نام رمان : حسرت

    نویسنده : رقیه مستمع


     

    همگی این مثل قدیمی را بارها شنیدیم که: “جوانی کجایی که یادت بخیر” ولی من هر وقت به یاد جوانی هام میافتم تنم به لرزه در میآید و اعصابم بهم میریزه.

    چه جوانی!

    که یاد آوری آن باعث تجدید خاطرات تلخی میشه ….

     سیزده سالم بود که خودم را به عنوان یک زن شناختم.

    سیزده همانطور که همه گفته اند نحس است نحس… مادرم تا آن زمان زن خیلی خوبی بود ولی افکار قدیمی رهاش نمیکرد وقتی فهمید بالغ شدم حسابی کتکم زد.

    من هم کتک خوردم ولی به چه گناهی نمیدانم!

    به گناه بزرگ شدن سینه هام سال قبل کتک خورده بودم و فاجعه ای که رخ داده بود مسبب کتک امسال شد.

    به هر حال بزرگ شده بودم.

    دوم راهنمایی را تمام کرده بودم و مثل بقیه دخترهای هم سن و سالم قد کشیده و جولان میدادم.

    البته دور از چشم پدر و مادرم. (بیشتر…)

    ارسال شده در تاریخ ۲۲ مرداد, ۱۳۹۳ - توسط :

    قسمت تبليغات بالا

    متن تبلیغات


    ابربرچسب
    اطلاعات سایت