خوراک را همیشه همراه داشته باشید


تبلیغات

موضوعات

آمار و اطلاعات

  • تعداد مطالب : 87
  • تعداد نظرات : 3
  • بازديد امروز : 1488
  • بازديد ديروز : 1638
  • افراد آنلاين : 5
  • تبادل لينك با 7 سايت
  • رپورتاژ ها

  • 

    9 sh

    قسمت تبليغات بالا

    متن تبلیغات

    بازدید : 3,846 views

    در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دوانتهای چوبی می بست ، چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد.

    یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.

    مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است.

    کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : ” از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای ، فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. “

    مرد خندید و گفت: ” وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. “

    موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده…سمت خودش… گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند.

    مرد گفت: ” می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟ “

      دانلود این کتاب

      کلمه عبور: www.iranromance.com

      منبع: IranRomance.com

    Related Posts via Categories

    +

    ارسال شده در تاریخ ۱۶ آبان, ۱۳۹۱ - توسط :

    نظرات

    قسمت تبليغات بالا

    متن تبلیغات


    ابربرچسب
    اطلاعات سایت