خوراک را همیشه همراه داشته باشید


تبلیغات

موضوعات

آمار و اطلاعات

  • تعداد مطالب : 84
  • تعداد نظرات : 3
  • بازديد امروز : 322
  • بازديد ديروز : 1312
  • افراد آنلاين : 4
  • تبادل لينك با 3 سايت
  • رپورتاژ ها

  • 

    9 sh

    قسمت تبليغات بالا

    متن تبلیغات

    بازدید : 2,883 views

    جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.

    عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟

    گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد

    بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟

    گفت: خودم را می بینم !

    عارف گفت: ….

    دیگر دیگران را نمی بینی !

    آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند : شیشه

    اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی

    این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :

    وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آن ها احساس محبت می کند.

    اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند

    تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری،

    تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری

      دانلود این کتاب

      کلمه عبور: www.iranromance.com

      منبع: IranRomance.com

    Related Posts via Categories

    +

    ارسال شده در تاریخ ۱۴ آبان, ۱۳۹۱ - توسط :

    نظرات

    قسمت تبليغات بالا

    متن تبلیغات


    ابربرچسب
    اطلاعات سایت