خوراک را همیشه همراه داشته باشید


تبلیغات

موضوعات

آمار و اطلاعات

  • تعداد مطالب : 86
  • تعداد نظرات : 3
  • بازديد امروز : 703
  • بازديد ديروز : 1121
  • افراد آنلاين : 2
  • تبادل لينك با 7 سايت
  • رپورتاژ ها

  • 

    9 sh

    قسمت تبليغات بالا

    متن تبلیغات

    بازدید : 1,969 views

    پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .

    تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

    پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

    پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .

    من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.

    من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

    دوستدار تو پدر

    پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

    “پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام . “

    ۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

    پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

    پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار ، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

    نتیجه اخلاقی :

    هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید .

    مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد، کجا هستید.

      دانلود این کتاب

      کلمه عبور: www.iranromance.com

      منبع: IranRomance.com

    Related Posts via Categories

    +

    ارسال شده در تاریخ ۱۴ آبان, ۱۳۹۱ - توسط :

    نظرات

    قسمت تبليغات بالا

    متن تبلیغات


    ابربرچسب
    اطلاعات سایت